سَرمای نگاه

 

آنقدر دور شدی از مَنکه حتی صدای سُرفه هایم را نمی شنَوی

 سَرما خورده ام دکتر رفتم،می دانی چه گفت؟ ! ...

سَرمای هوا نیست،سَرمای نگاه است که خورده به چشمانت !

نسخِه نوشت ...دو قَلم بیشتر نیست،ولی،خیلی گَشتم، نبود

 گرمای چشمانت ...اشتیاقِ نهانت ! ... ...

/ 1 نظر / 8 بازدید
حسین

سلام به وب منم تشریف بیارید[لبخند]